X
تبلیغات
عاشقانه

عاشقانه

نامه نانوشته

دل شکسته

گنه كردم گناهی پر ز لذت

كنار پيكری لرزان و مدهوش

خداوندا چه می دانم چه كردم

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

همیشه در قلب منی

یادت نره دوست دارم
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

خاطره ی من

بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

i love you ( گالری )

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

زندگی درک همین اکنون است .

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد .

تو نه در دیروزی

و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است
 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  | 

حوری یا انجلیا جولی

در مسجد همه نشسته بودند و ملا به منبر رفته بود و از شهادت و كربلا و بهشت و حوریان بهشتی سخن میگفت كه بچه ی كچل پرسید:
بچه:امام حسین قویتر بود یا بروس لی
ملا:معلومه امام حسین ! بروس لی كیه؟
بچه:بروس لی یك آدم خفن بود كه خیلی كارته باز بود بعدش مسلمون شد و اسمشو گذاشت محمدعلی كلی
ملا كه كمی گ... پیچ شده بود به سخنرانیش ادامه داد و برای گرم كردن مجلس شروع كرد از بهشت و حوریان بهشتی صحبت كردن. از دهن همه مردان آب راه افتاده بود كه دوباره پسر بچه پرسید
بچه:حاج آقا انجلیا جولی خوشگلتره یا حوریای بهشتی؟
ملا:خوب معلومه حوریا
بچه:حالا اگه یكی شهید شد و رفت بهشت و حوری نخواست عوضش انجلیا جولی خواست تكلیفش چیه؟
ملا:این انجلینا كدوم خریه بچه؟‌ اصلا صاحب این توله كیه؟
ملا كه دید بچه بی صاحبه با خیال اینكه ازش ذهرچشم گرفته و دیگه تا آخر مجلس حرفی نمیزنه به سخنان خود ادامه داد و گفت "بله كجا بودیم"
بچه : در اونجا بودیم كه اگه یكی حوری نخواست اجلیا خواست چی؟
ملا می خواست یك چند تا فحش آب دار بده به بچهه و از منبر بیاد پایین گوششو بگیره پرتش كنه بیرون كه از ته مجلس غلامحسین پشمی گفت :خوب راست میگه بچه حالا ما حوری نخوایم جنفیر لوپز بخوایم باید كیو ببینیم
حسن نونوا: من جسیكا البا میخوام
فراش مسجد هم گفت: حالا كه اینطور شد منم نیكول كیدمن رو میخوام
عباس اقای قصاب: غلط كردی نیكول كیدمن ماله حاجیته!
در همین حال یك صدای اشنا از قسمت خواهران بلند شد و گفت: منم بردپیتو میخوام
ملا باخودش گفت چقدر صداهه براش اشناست كه یهو یادش اومد این صدای قمر خانم زنشه!
با عصبانیت داد زد"تو گوه خوردی زنیكه خر"
یهو مسجد ساكت شد و همه فكر كردن ملا با عباس قصاب بوده چون قسمت "زنیكه خر" رو ملا تو دلش گفته بود
از همه بد تر عباس قصابم این فكرو كرده بود. آخرین فحشی كه عباس قصاب شنیده بود " بی فرهنگ "بود كه بر میگشت به پنج سال پیش . عباس آقا هم بعلت كتك زدن یارو تا سر حد مرگ به سه سال حبس محكوم شده بود .عباس قصاب داشت آستیناشو بالا میزد و میرفت طرف ملا تا یقه ملا رو بگیره. ملا هم از ترس شلوارش مرطوب شده بود و وضوش هم باطل .تند تند ذكر میفرستاد تا یه فرجی بشه و به خیر بگذره. بچه تخص هم در حالكه برای ملا داشت شكلك درمیاورد نعلینای ملا رو پوشید و فرار كرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط طوفان صحرا  |